در روزهایی که دل و دماغ نوشتن ندارم کلاه قرمزی نود و دو بایک سورپرایز بزرگ می آید . طهماسب نابغه دهان چسب مالی شده ی جگر را روبروی دوربین می گذارد تا یادمان -شان- بیاید که جگر که حرف بدی نزده تا همین اندک دل خوشکنک صداوسیمای وطنی مان را هم زهر مارسال 92یمان نکنند...

کلاه قرمزی و جگر و پسرخاله و دخترهمسایه و گوسفندخارجی زبانی که نامش را نمی دانم و پسرعمه زا بعد از ماه ها مرا از ته دل خنداندند فامیل دور را اما خیلی دوست ندارم.

تعجب نکنید من بیست وهشت ساله ام!

اماوقتی سریال ها و فیلم های آبکی وطنی به دلم نمی چسبد و سریال های پوچ خیانتیتیک ترکیه ای خنک هم ارضایم نمی کند حق بدهید که از دیدن کلاه قرمزی ذوق کنم و دل به نوشتن دهم.

امروز آهنگ زیبایی از محسن نامجو به دستم رسید:گر به تو افتدم نظر که سال ها با صدای بی نظیرفروغی گوش می کردم اما نامجو و هم خوان خوش صدایش هم دل نشینند.